دل به دل راه داره رو قبول دارم...بعضی وقتها باور نکردنی هس ... ولی اینکه اصلا باید این دلها به هم راه داشته باشن یا نه رو نمی دونم...عجب گیری افتادیم ها ....
:((((((((((((((((
بچه که بودم فک میکردم یه دختر 24-25 ساله دیگه خیلی خانومه و جدا از اینکه سواد داره و کلی مطلب علمی بلده، از نظر آشپزی و خانه داری و اینا باید مثل اون کوکب خانمی باشه که تو کتاب فارسی داشتیم!!...ولی خب عمر زود میگذره و خیلی طولی نکشید تا خودم به اون سن برسم...یه نگاه به جمیع دوستای دختر هم سن و سالم انداختم ...همه اون مورد اولی که تو ذهنم بود رو دارن و به هر حال هر کدوم تو یه زمینه خاص کلی اطلاعات داره و باسواده ولی..........متاسفانه اون مورد دوم مورد نظرم رو جز توی تک و توکی از هم سن و سالان تو کسی نمی بینم و این به یه فاجعه تبدیل شده :(((((((...خدا سرم رو بوسیده پسر نشدم و گرنه عمرا حاضر به زندگی مدام العمر با غیر "کوکب خانم" ها نمی شدم و سخت در عجبم که این برادارن چه جوری می تونن تحمل کنن!!!!!!!!! تو این 4 سالی که اینجا بودم فهمیدم اون افکار بچگیم همش یه خواب و خیال بوده و از یه دختر 25 ساله انگار نباید انتظار داشت بلد باشه بهداشت شخصیش رو رعایت کنه چه برسه به اینکه بلا نسبت دور از جونه کوکب خانم بخواد مثل کوکب خانم باشه !!!!
باید تو کتابهای فارسی از این به بعد بنویسن: کوکب خانم زن پاکیزه ای بود ولی دیگه نیست!! که بچه های ساده مثل من گول نخورن و وقتی 25 سالشون شد نخوره تو ذوقشون !!
یه روز تعطیل تو دانشگاه در حال گوش کردن به سیاوش قمیشی همرا ه با دلی گرفته ...."چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن...برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن...برای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خود همواره بستن" ....دلم الان خواهرم رو میخواد که مسخره بازی در بیاریم بخندیم با هم :( لعنت به غربت و دوری از عزیزترین کسانت که تنها دوستای واقعیت هستن :(((((((((((((( حالم از همه ی دوستی های ظاهری و مسخره اینجا به هم میخوره...